1002ش:زمستان سال 1002 خورشيدي (ژانويه1624 ميلادي) را زماني نوشته اند كه براي نخستين بار پس از ساسانيان، يك دولت ايراني براي رسيدن به هدفهاي خود راه ديپلماتيك به مفهوم امروز آن در جهان را در پيش گرفت. شاه عباس اول در غرب ايران با مشكل عثماني و در جنوب با دست اندازي اروپائيان به خليج فارس رو به رو بود كه عنصر تازه اي در دنياي مشرق زميني ها بودند. شاه عباس همچنين از ديدار سياحان و سفرنامه نگاران اروپايي از ايران استقبال كرد و سدي در برابر ورود ميسيونهاي مذهبي اروپايي نيز به وجود نياورد. هدف شاه عباس از تشويق سفرنامه نگاران اروپايي به ايران اين بود كه دربازگشت ذهن اروپاييان را نسبت به دولت مذهبي ايران كه در آن ديار شهرت سختگيري نسبت به مسيحيان يافته بود روشن سازند تا وي با فراهم شدن زمينه، برخي از دولتهاي اروپايي را برضد پاره اي ديگر تحريك كند و با خود متحد سازد تا منطقه خليج فارس از نظاميان اروپايي و ناوهاي توپدار آنها پاك شود. به علاوه، شاه عباس تلاش داشت كه به اروپاييان ثابت كند كه عثماني براي آنها خطر است، نه ايران كه رسالتي جز گرد آوردن همه ايرانيان در زير يك پرچم ندارد.

نقدعلي بيگ و موسي بيگ از جمله سفيران شاه عباس بودند كه در سال 1624 به اروپا فرستاده شدند. سالها پيش از اين، حسينعلي بيگ بيات از جانب شاه عباس به اروپا فرستاده شده بود.

دولتهاي اسپانيا و پرتغال پس از شکست نظامي پرتغالي ها، چون ياراي ايستادگي نظامي در برابر شاه عباس را در خود نمي ديدند در جريان مذاکره بافرستادگان شاه عياس، فرصت را غنيمت شمرده و در برابر دريافت اجازه صيد صدف در آبهاي بحرين از همه دعاوي خود در خليج فارس دست كشيدند، اما موسي بيگ موفق نشد كه در سال 1625 ميلادي پارلمان هلند را به قبول شرايط مشابهي راضي كند. دولت هلند پيشنهاد موسي بيگ را پذيرفته بود ولي اجراي آن را موكول به تصويب پارلمان كرده بود كه پس از رد آن از سوي پارلمان، موسي بيگ آن را نوعي بازي و كلك اروپايي عنوان داد (ولي دولتهاي دوران قاجارها از اين تجربه موسي بيگ درس نگرفتند).

در لندن وقتي به نقدعلي اطلاع دادند كه ايران سفير ديگري به نام رابرت شرلي فرستاده است، وي سفارت شرلي را تكذيب كرد و پادشاه انگلستان «دورمركوتون» را از سوي خود به ايران فرستاد تا كسب حقيقت كند كه وي پس از ملاقات با شاه عباس در سال 1626 ميلادي بر اثر سختي راه درگذشت. چند روز پيش از او هم رابرت شرلي كه با برادرش انتوني و 26 انگليسي ديگر در اوايل سال 1598 ميلادي به ايران آمده بودند مرده بود.

 

شاه عباس يكم

 

2003م:گزارشهاي مصوّر مربوط به زمين لرزه جمعه 26 دسامبر 2003 بم و تلفات بسيار سنگين آن، شش روز پس از وقوع همچنان خبر اول رسانه هاي سراسر جهان بود. از 29 دسامبر به بعد اين گزارشها همراه با تفسير منتشر شده بود از جمله پاسخ به اين پرسش مخاطبان كه چرا زلزله 23 دسامبر 2003 كاليفرنيا به شدت 6 و 6 دهم ريشتر تنها دو كشته تلفات داشت و زلزله 26 دسامبر بم به شدت6 و 5 دهم ريشتر بيش از 30 هزارتن. رسانه هاي كشورهاي پيشرفته كه با مخاطبان خود از طريق دبير عمومي شان (پابليك اديتور) در تماس دائم هستند براي روشن ساختن آنان به انتشار نظر كارشناسان پرداخته بودند كه ساختمانهاي «خشت و گلي با سقف گنبدي» چگونه اند. طرز سئوالها نشان مي داد كه مخاطبان اين رسانه ها متعجب بودند كه در دنياي امروز، مردم با چه جراتي در خانه اي كه خاك را تبديل به گل كرده و با اين گل خشك زده و پس از خشك شدن خشت با ملاط گل آن را ساخته اند زندگي مي كنند، زيرا كه مي دانند چنين خانه اي در برابر تكان و لرزش مقاوم نيست و فرو مي ريزد. اين مخاطبان ابراز شگفتي کرده بودند كه در يك قرن اخير كه ايران داراي درآمد قابل ملاحظه از نفت شده است چرا در تعويض اين خانه ها اقدام نشده است و .... همين پرسشها سبب شده بود كه هشدار دكتر بهرام عكاشه استاد ژئوفيزيك دانشگاه تهران كه رسانه هاي آمريكا اورا مشاور دولت هم ذكر كرده بودند وسيعا انتشار يابد كه اخطار كرده بود اگر تهران 12 ميليوني كه بر يك گسل تحت الارضي نشسته است دچار زلزله شود، با توجه به وضعيت غيرفني بسياري از ساختمانهاي آن صدها هزار تن تلفات انساني خواهد داشت.

لحن گزارش مطبوعات غرب درباره زلزله بم بگونه اي بود که نويسندگان اين خبرها انتظار نداشتند يک زلزله شش و نيم ريشتري بيش از يک سوم جمعيت منطقه اي را نابود کند. اين سئوال در بسياري از رسانه هاي انگليسي زبان عموميت داشت: آيا ايران داراي ضوابط ساختن مسکن است؟ و اگر چنين ضوابطي وجود دارد چرا اجرا نشده اند. عکسهاي رسانه ها از ويراني هاي بم نشان مي داد که ساختمانهاي تازه ساز هم ويران شده اند، چرا؟. يک زلزله 5 و 9 دهم ريشتري که اول ژانويه 2004 ( هفت روز پس از زمين لرزه بم ) در جزيره تايوان روي داد تلفات نداشت و زيان وارد نساخت.

 

نمونه اي از ريزش ساختمانهاي شهر


1862م:قانون جاری ماليات بردرآمد آمريكا از ژانویه 1862 به اجرا درآمد كه به موجب آن ميزان مالياتها برحسب درآمد خانوار تصاعدي شده است. پیش از چند تغییر تعرفه، خانوارهايي كه زير 600 دلار درآمد داشتند 3 درصد، بالاي 600 دلار 5 در صد، بالاي هزار دلار 7 در صد و ... باید می پرداختند. تعرفه ماليات بر درآمدهاي اتفاقي (باد آورده) و درآمد ناشي از سرمايه گذاري (كپيتال گين) مثلا معاملات مستغلات، سهام، طلا و ارز با درصدی بالاتر تعیین شد که تاکنون تغییر چشمگیر نکرده است و .... قرارشد که هزینه شهرها از محل عوارض دریافتی از اموال شخصی مثلا خانه (بعدا اتومبیل اضافه شد) و ... تامین شود. در حال حاضر در آمریکا، عوارض (مالیات شهری) یک خانه 170 هزار دلاری (160 میلیون تومانی) در سال کمتر از 1700 دلار نیست و عوارض سالانه اتومبیل برحسب بهای اتومبیل تا 4 درصد است. هزینه های ایالت از مالیات فروش تامین می شود که 4 تا 8 درصد است. به عبارت دیگر، خریدار یک جنس هنگام خرید از فروشگاه، علاوه بر بهای جنس باید همانجا و فی المجلس درصد مالیات ایالت را هم بپردازد. همین مالیات عامل قدرتمندی دولت فدرال و ثروتمندی شهرهای آمریکا شده است.

قانون مالیات، آمریکاییان را مکلّف کرده است که خودشان مراجعه كنند و پيش از نيمه آوريل هر سال مالياتشان را محاسبه و بپردازند و سپس رسيدگي براي درست و نادرست بودن محاسبه آغاز خواهد شد. كسي كه به موقع ماليات خود را نپردازد و يا گزارش دروغ بدهد و حسابسازی و تقلب كند شديدا مجازات خواهد شد. در اين زمينه بنجامين فرانكلين گفته است كه از دو رويداد گريزي نيست؛ يكي مرگ و ديگري پرداخت ماليات. همین شهرت مالیاتی بود که دولت های پیشین ایران (قاجارها و پهلوی) برای حل مسئله هزینه های دولت و شهر از آمریکا مستشار مالیه استخدام می کردند که معروفترینشان مورگان شوستر و دکتر میلسپو بودند.

جامعه شناسان دير زماني است كه به اين نتيجه رسيده اند كه بزرگي يک كشور و تمدن آن نسبت مستقيم با قوانين مالياتي و دقت در جمع آوري آن دارد و تاريخنگاران بر اين باورند كه ميزان ميهندوستي مردم بستگي مستقيم با وسواس ايشان به تاديه ماليات دارد كه ميهن را نيرومند و استوار نگهميدارد. استادان علوم سياسي گويند: مردمي كه ماليات دهند و چرخهاي كشور از اين درآمد بكار افتد با تمام وجود مراقب سوء استفاده گران از اموال عمومی و معاملات دولتی خواهند بود. همين دانشمندان عقيده دارند دولتي كه نتواند و يا نخواهد مالياتها را دقيقا جمع كند از ملت خود هراس دارد . به نظر اقتصاددانان، دولتهايي كه از فروش ثروتهاي ملي مثلا نفت كه كالايي تمام شدني است پول به دست مي آورند نبايد اين پول را صرف هزينه هاي جاري خود كنند بلكه اين پول بايد در تبديل ثروت ملي بكار رود و صرف سرمايه گذاري هاي اساسي و جایگزین ثروت از دست رفته شود . در كشورهاي اروپايي نظير سوئد و آلمان و همچنین کانادا تعرفه ماليات بردرآمد بيش از آمريكاست.


153پیش ازمیلاد:امروز اول ژانويه و آغاز سال ميلادي تازه است. تقويم نويسهاي اروپايي(مسيحي) در طول زمان براي خود پنج تقويم در نظر گرفتند. كه در همه انها يكم ژانويه نخستين روز سال ميلادي است .

يكي از اين تقويمها، تقويم ژوليان است كه مبدأ آن سال153 پيش از ميلاد است. ديگري تقويم سزار (اسپانيا) است با مبدأ 38 پيش از ميلاد. مبدأ تاريخ اكسيون سال 30 پيش از ميلاد و مبدأ تقويم پيسا سال يك پيش از ميلاد است و نيز تقويم گريگوري، كه همگي از دوقرن پيش به تدريج تقويم ميلادي يونيورسال را كه مبدأ آن آغاز سال يكم ميلادي است پذيرفته اند و جهاني شده و نيز قرار بر اين شده است كه تاريخ عمومي با آن نوشته شود و سال انعقاد قراردادها و رويدادها به آن تبديل گردد. ذكر تقويم ملي در كنار آن بلا مانع است.

شوراي عالي مسيحيت در اجلاس خود در شهر رم كه اول ژانويه سال 1622 برگزار شد، «اول ژانويه» را به عنوان نخستين روز سال نو اروپاييان تعيين و اعلام داشت. تا آن زمان ، مقر پاپ 25 مارس (برحسب سال، چهارم و يا پنجم فروردين) آغاز فصل بهار را كه از دير گاه نوروز ميترائيست هاي اروپايي به اقتباس از نوروز ايرانيان بود نخستين روز سال مي دانست و برگزار مي كرد. به عبارت ديگر پاپها از سال 313 ميلادي كه امپراتوران رومي دست از آزار مسيحيان برداشتند تا سال 1622 به مدت بيش از 13 قرن نوروز ايراني را به عنوان آغاز سال نو خود بر گزار مي كردند . نوروز ايراني شامل هفت روز، نه يک روز( روز اول فصل بهار).


1959م:«باتيستا» كه او را «ديكتاتور كوبا وعامل بيگانه» توصيف كرده اند در آخرين روز سال ميلادي 1958 بر اثر فشار نيروهاي انقلاب، به جمهوري دومينيكن گريخت و پناهنده اين دولت شد و يکم ژانويه سال 1959 فيدل كاسترو رهبر انقلاب، پيروزي آن را اعلام داشت و زمام امور را به دست گرفت.

كاسترو در نطق يکم ژانويه سال 1959 خود گفت كه علاقه مند به حكومت كردن بر كسي نيست؛ تنها به نام مردم كوبا و تا زماني كه احساس كند انقلاب، ديگر تهديد نمي شود زمام امور را به دست خواهد داشت. آرزو و هدف او تنها تامين رفاه برابر براي مردم كوبا و بازگرداندن احترام و حيثيت به آنان و اجراي برنامه هاي آموزش و پرورش و درمان يكنواخت و رايگان و تامين بازنشستگي همگاني و زدودن اندوه و نگراني از بيكاري و تبعيض، و حذف نظام طبقاتي از فرهنگ كوباييان است.

كاسترو سه روز بعد در سخنراني ديگري كينه توزي، فرصت طلبي، آزمندي و جاه طلبي را آفتهاي يك جامعه خواند.

 

كاسترو پس از پيروزي انقلاب، براي مردم كوبا از برنامه هاي خود سخن مي گويد

 

2009م:كاسترو در سومين نطق پس از پيروزي انقلاب گفت كه از آن نگران است كه انقلابيون واقعي و دلسوزان مردم و همرزمان او از صحنه كنار بروند و با كناررفتن آنان، فرصت طلبان جايشان را بگيرند و انقلاب را از هدفهايش دور سازند و منحرف و متلاشي كنند. وي از كوبائيان خواست كه مانع خروج پدران انقلاب از صحنه شوند كه تماميت و حاكميت كوبا از دست خواهد رفت. كاسترو گفت كه اجازه نخواهد داد سياستي از خارج بر كوبا تحميل شود و مردم كوبا خودشان الگو و استاندارد براي نظام اجتماعي، اقتصادي و سياسي شان تعيين خواهند كرد و معمار آينده بناي جامعه و نظام اجتماعي شان خواهند بود. وي تاكيد كرد كه هر ملتي حق دارد خط خودش را دنبال كند و در اين راه استقلال كامل داشته باشد.

یکم ژانویه سال 2009 انقلاب کوبا 50 ساله شد که با وجود 57 سال تحت تحریم دولت واشنگتن بودن به راه خود (سوسیالیسم) ادامه می دهد، بی سواد ندارد و مردم آن هم دغدغه بیکاری و بازنشستگی ندارند و در سال 2008 چند توفان دریایی ویرانگر را تحمل کرده است. یکم ژانویه در عین سالروز پایان استعمار اسپانیا بر کوبا در سال 1899 بود. فيدل کاسترو در پي يک بيماري، از سال 2008 و در 82 سالگي اختيارات حکومتي اش را با تصويب پارلمان کوبا به برادرش رائول که پنج سال از او کوچکتر است واگذار کرد و از آن پس به کار نوشتن مقاله و کتاب و دادن نظر پرداخته است. وي در دهه يکم قرن 21 شاهد پيروزي خط خود در آمريکاي لاتين و روي کارآمدن چپگرايان در اين منطقه بوده است که در هر فرصتي به کوبا مي روند و با او ملاقات و مشورت مي کنند. در پاييز 2008 سران چين و روسيه در ديدار از کوبا با کاسترو ملاقاتهاي طولاني داشتند و بعدا در گفتار خود از او تمجيد کردند و نماد مقاومت و عشق به مردم خواندند. به مناسبت پنجاهمين سالروز پيروزي انقلاب کوبا، آژانس فرانس پرس يک جدول عکس و يادآوري رويدادهاي انقلاب کوبا منتشر ساخته که در زير از رسانه هاي مشترک اين خبرگزاري کاپي شده است:

 

1956م:گي موله نخست وزير پيشين فرانسه (1905 - 1975) در مراسم ژانویه سال 1956 رقابت تاريخي فرانسويان و انگليسيان را كنار گذارد و گفت: (مگناكارتاـ منشور بزرگ كه پانزدهم ژوئن سال 1215 باتهديد و زور به امضاي پادشاه وقت انگلستان رسانده شد و پايه حكومت پارلماني اين كشور و حکومت هاي پارلماني ديگر قرار گرفت) راز ترقي غرب است، زيرا كه در آن جان و مال و آزادي مردم از تعرض خودسرانه مصونيت يافته است و از آن پس، دست مردمي كه آن را پذيرا شده بودند (غرب) براي پيشرفت باز شد. گی موله كه 31 دسامبر سال 1905 به دنيا آمد و 30 اكتبر سال 1975 درگذشت.

 

گي موله


1989م:عراقي ها در ژانويه سال 1989 عنواني «ايسم» داري به كشورهايي از جمله انگلستان، امريكا، كانادا، استراليا و ... دادند كه ظاهرا باقي مانده و مي رود كه مصطلح شود و آن اطلاق «انگلوساكسونيسم» است. عراقي ها دليل اختراع اين عنوان را "رفتار و طرز تفكر مشابه" مردم اين كشورها بيان داشته اند.


2003م:اعلاميه دولت جمهوري دمكراتيك خلق كره به مناسبت آغاز سال ميلادي 2003 ، به عنوان منادي فرضيه سياسي تازه اي در جهان تلقي شده است. اين دولت در اعلاميه خود تاكيد كرده بود كه سياستش را بر پايه قدرت نظامي و دادن اولويت به تقويت ارتش قرارداده است، زيرا وضعيت موجود جهان كه باهمه ادوار تاريخي گذشته متفاوت است آن را ايجاب مي كند. ما مي خواهيم كه از لحاظ نظامي نيرومند باشيم.

فرضيه هاي موجود بر پايه سياست تقويت اقتصاد و ... بوده است كه تصميم دولت خلق كره فرضيه تازه اي را به ميان آورده است كه به مصداق اين شعار قديمي ايرانيان است:

 

تازه ترين فرضيه براي تامين اقتدار يك ملت

 

2005م:«اوو مورالس» سوسياليست معروف آمريكاي لاتين و رئيس جمهوري بوليوي همانند ساير راديكالهاي سوسياليست كه در آمريكاي لاتين به قدرت رسيده اند پيش از به دست گرفتن زمام امور کشورش، سي ام دسامبر 2005 براي ملاقات با فيدل كاسترو رهبر كوبا (که هنوز بازنشسته نشده بود) به هاوانا رفته و مورد استقبال شايان قرار گرفته بود. فيدل كاسترو که هنوز بازنشسته نشده بود در مراسم استقبال از مورالس گفت كه مردم بوليوي با انتخاب مورالس در جهان زلزله ايجاد كردند، زلزله اي كه سلطه گران را تكاني شديد داده است. كاسترو در فرودگاه هاوانا مورالس را درآغوش كشيد. مورالس با يك هواپيماي ساخت روسيه به هاوانا سفر كرده بود. وي همانند هوگو چاوس رهبر ونزوئلا، لباس معمولي و گاهي سرخرنگ برتن مي كند. مورالس در سخنان خود در فرودگاه هاوانا خطاب به مردم كوبا و همه ستمديدگان جهان قول داد كه در كنار دولت هاي ضد امپرياليست مبارزه و جبهه آنها را تقويت خواهد كرد. مورالس به دليل بومي بودن (سرخپوست) مورد احترام و علاقه خاص جهانيان است كه شرح مصائب سرخپوستان را پس از مهاجرت اروپاييان به قاره آمريكا خوانده اند. اين علاقه بويژه در چين، سراسر اروپا و هند به وضوح ديده مي شود. مورالس دو روز پيش از چهل و هفتمين سالروز انقلاب كوبا وارد هاوانا شده بود. وي در سال 2009 بارديگر برياست جمهوري بوليوي انتخاب شد.

 

كاسترو در مراسم استقبال از مورالس (دسامبر 2005)

 

2005م:«كرگ موري» سفير سابق انگلستان در ازبكستان به رغم مخالفت دولت متبوع، اواخر دسامبر 2005 يادداشت هاي رسمي (اسناد) درباره استفاده اينتليجنس انگلستان (ام. آي ـ 6) از اطلاعات به دست آمده از طريق شكنجه دستگير شدگان و افراد مورد سوء ظن را همراه با مطالب حساس ديگر در "وبسايت" خود قرار داد و رسانه ها در سراسر جهان به نقل آنها پرداختند.

در پي اعتراض به اين عمل كه مغاير قوانين انگلستان بوده است، وي از مقام خود كناره گيري کرد.

کرگ موري گفته است: اينتليجنس سرويس انگلستان برغم تذكر او، جهت استفاده بعدي و شناختن همكاران تروريست ها در خاك انگلستان اطلاعاتي را كه دولت ازبكستان با شكنجه افراد، از آنان درباره تروريسم به دست آورده بود مورد استفاده قرارداد. در برابر اعتراض او كه استفاده از اين اطلاعات كه معلوم نيست درست باشند مغاير قوانين انگلستان است، ويليام مايكل وود (داراي لقب «سر» و مقام اطلاعاتي انگلستان) به من نوشت كه قانون مي گويد كه مراجع قضايي نبايد از اعترافاتي كه براثر شكنجه و ارعاب به دست آمده است استفاده كنند، نه «ام. آي ـ 6». اين تفسير «سر مايكل وود» از قانون هم عملي غيرقانوني بوده است. اين اطلاعات غير قانوني پس از تحليل در اينتليجنس انگلستان به «سيا» منتقل و براي بسياري از مردم باعث دردسرساز شده است.

«موري» درباره مسائل ديگر گفته بود كه تنها 65 درصد مردم ازبكستان، ازبك هستند و تقسيمات جغرافيايي آسياي ميانه مصنوعي است و ريشه مشكلات و درگيري هاي بسيار در آينده. ولي غرب به اين مسئله توجه ندارد زيرا كه آسياي ميانه در دريايي از نفت شنا مي كند. غرب مي خواهد اين نفت را از طريق افغانستان و پاكستان صادر كند، ولي اين كار هم بدون درگيري با روسيه و احیانا چین امكان پذير نيست. روسيه هنوز در آسیای مرکزی ستون پنجم و ايادي فراوان دارد و چين به آرامي و با گسترش مناسبات اقتصادی دارد در آسياي ميانه نفوذ مي كند. به این ترتیب وی ریشه عملیات نظامی در افغانستان را به دست داده است.

از اطلاعاتی که «موري» در وبسایت خود قرارداده بود چنین برمی آید که اظهارات گاه به گاه مقامات آمريكا مبني بر لزوم گسترش دمكراسي در خاورميانه، بهانه بسط نفوذ است. آمريكا قصد دارد در خاورميانه حضور نظامي دائمي داشته باشد و نيروهاي نظامي خود را به هر ترتيب و بهانه در عراق باقی بگذارد. مسئله دار بودن مرزهای عراق و وجود اختلافات نژادی و مذهبی در این کشور و امکان انتقال این مسائل به کشورهای همسایه کمک بسیار به برنامه های سیاسی آمریکا می کند و از این لحاظ منطقه ای منحصر به فرد در جهان است. استفاده آمریکا از حربه دمکراسی یک اهرم ترس برای سران دولتهای عربی حوزه خلیج فارس و دریای سرخ است. آمریکا نمی خواهد در پاکستان دولتی برسر کار باشد که ساز دیگری بزند.

 

موري

 

2006م:در آستانه نوروز ميلادي و آغاز سال 2006 در بازار مسيحيان در ايالت «سولاوسي» اندونزي بمبي منفجر شد كه بر اثر اين انفجار هشت تن كشته و 45 نفر ديگر مجروح شدند و فروش گوشت خوك در ساير بازارهاي مسيحيان منطقه متوقف گرديد. رسم بر اين بوده است كه مسيحيان اندونزي در شب سال نو خوراك تهيه شده از گوشت خوك هم در سفره خود گذارند كه اسلام مصرف آن را حرام اعلام، و منع كرده است. در «سولاوسي» اندونزي شمار چشمگيري مسيحي زندگي مي كنند كه ميراث تبليغات ديني اروپائيان در طول استعمار هلند بر اندونزي بوده است. به علاوه، سكنه اروپايي «سلاوسي» در دوران استعمار زيادتر از نقاط ديگر اندونزي بود. مسيحيت در قرن پانزدهم با استعمار هلند، وارد سرزمين اندونزي (هند هلند) شد. جمعيت اندونزي از هر كشور اسلامي ديگر بيشتر است.

 

حمل جنازه يكي از مقتولان

 

1557: ژاك كورتيه كاشف فرانسوي كانادا درگذشت.

1772: چك مسافرتي در انگلستان به جريان گذارده شد.

1785: روزنامه « ديلي يونيورسال رجيستر » نام خود را به تايمز لندن تغيير داد .

1788: تايمز لندن به تايمز تغيير نام داد كه اين نام تا به امروز حفظ كرده است.

1899: نيروهاي آمريكايي پس از شكست دادن اسپانيا ، كوبا را كه از مهاجر نشينهاي قديمي اسپانيا بود تصرف كردند و تا سال 1902 در آنجا ماندند.

1901: كشور استراليا مركب از مهاجران انگليسي و در نخستين سالها زندانيان آن كشور كه با كشتار بيشتر بوميان بر جايشان قرار گرفته بودند به صورت جامعه مشترك المنافع استراليا در آمد.

1914: نخستين شركت مسافرت هوايي درجهان در فلوريداي آمريكا آغاز بكار كرد ، ولي مردم هنوز از مسافرت با هواپيما بيم داشتند.

1923: دولت وقت ايران ژنرال وستداهل سوئدي را از رياست پليس ايران بركنار كرد.

1925: شهر كريستيانا به اسلو ( پايتخت نروژ ) تغيير نام داد.

1951: باتري اتمي ساخته شد.

1935: كار ارسال عكس راديويي به نام « راديو فتو » آغاز شد.

1969: تهران به ده منطقه شهرداري تقسيم شد و برزنها عنوان شهرداري منطقه گرفت.

1970: آلنده رئيس جمهوري سوسياليست شيلي معادن زغال سنگ اين كشو را ملي كرد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

نوشته شده در  2015-04-16  توسط taavony 


رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
لیپوماتیک
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
نقش دینگ در صنعت حمل و نقل
عوارض روغن خراطین
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
انجام پایان نامه مدیریت
نمایندگی برندها در ایران
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ